تبليغاتX
درهم پیچیده
 یک شعر فی البداهه
چند وقت پیش بود اگه درست یادم باشه مرداد ماه پارسال که توی چت روم از سر بی حوصلگی با بچه ها یه بازی راه انداختیم شبیه عمو زنجیر باف فقط قرار بود آخرش که گفتیم با صدای چی و اسم رو گفتن با اسم اون حیوون یه شعر بداهه بگیم وقطی نوبت بازی به من افتاد گفتن با صدای سوسک یه شعر بداهه ی جالب گفتم که هنوز یادمه:
سوسک سیاه نازنین
بیا بریم به زیر زمین
با مورچه ها بازی کنیم
با هم بریم به مدرسه
درس بخو نیم
شعر بخونیم
بزرگ بشیم
چت بکنیم
با کارتای اینتر نتی بابامونو بد بخت بکنیم
من ام بدم تو ام بدی
|+|نویسنده امین در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 14:33