|
یک ناهید رویا
باز هم درسينه ام گل كرده آهي رهگذر زير مشت سرخ پاييزان منم آوار زرد شب، شب بوران و كوتاه است ديوار اميد يك نفس با من بمان و يك هزاره غم بخوان در دو سمت فاصله با طنز تلخي بين ما با دل غمديده ي من فال حافظ مي زند « راست مي گويي كه اين شب حسرتي بي روزن است» كوله بارت را ببر اين دردها، اين اشكها خلیل شفیعی |+|نویسنده ترانه در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 12:13 |
|
