|
از حافظ
باسلام
از بس مطلب نذاشتم دیگه داشتم از رده خارج می شدم منم که شهره ی شهرم بعشق ورزیدن منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن وفا کنیم وملامت کشیم وخوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن به پیر میکده گفتم که چیست راه نجات بخواست جام می و گفت راز پوشیدن مراد دل ز تماشای باغ عالم چیست بدست مردم چشم از رخ تو گل چیدن به می پرستی از آن نقش خود زدم بر آب که تا خراب کنم نقش خود پرستیدن به رحمت سر زلف تو واقفم ور نه کشش چو نبود از آن سو چه سود کوشیدن عنان بمیکده خواهیم تافت زین مجلس که وعظ بی عملان واجبست نشنیدن ز خط یار بیاموز مهر با رخ خوب که گرد عارض خوبان خوشست گردیدن مبوس جز لب ساقی و جام ای حافظ که دست زهد فروشان خطاست بوسیدن یاحق |+|نویسنده مینا در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385 و ساعت 13:10 احوال شما؟
یه خبر دارم و یه عاشقانه از حافظ:
اول خبر: یکی از شاعران بسیار توانمند شیرازی اقدام به تاسیس یه وبلاگ کرده.چون وقت نداره زیاد نمی تونه اون رو تبلیغ کنه به خاطر همین وبلاگش شدیدا منزوی شده ضرر که نداره یه سر کوچیک بش بزنید ببینید کاراش چه شاهکاراییه خلیل شفیعی یه کلیک کنید در ضمن طرف استاد ادبی من ، اهمد و بسیاری از شاعران جوان دیگست و خیلی از کسایی که تو بلاگفا مطلب می زنن شاگردشون بودن مثل... (خودشون بگن) من به شخصه در این زمینه هر چی دارم از ایشون دارم فکر نمی کنم اگه بگم همچنین اهمد اعتراضی بکنه پس یه سر به استاد ما بزنید دوم : |+|نویسنده امین در سه شنبه هفتم آذر 1385 و ساعت 16:20 از حافظ
مجمع خوبی و حـسـن اسـت غـدار چـو مـهـش
لاکـنـش مـهـر و وفـا نـیـسـت خــدایـا بــدهــش دلـبـرم شـاهـد و طـفـل اسـت و بـه بازی روزی بــکـشــد زارم و در شــرع نــبــاشــد گــنــهــش من همـان بـه کـه از او نـــیـــک نـــگــه دارم دل کــه بــد و نــیــک نـدیـدسـت و نـدارد گـنــهــش بــوی شــیــر از دهــن کـــودکــیــش مــی آیــد گر چه خون می چکد از شیوه ی چشم سیهش چـارده ســالــه بــتــی چــابـک و شـیـریـن دارم که به جان حلقه به گوش اسـت مـه چـاردهـش از پـــی آن گـــل نـــورســـتــــه دل مــــا یـــا رب خـود کـجـا شـد کـه نـدیـدیـم در ایـن چند گـهـش یـــار دلــدار مــن ار قــلــب بــدیـن سـان شـکـنـد بــبــرد زود بــه جـــان داری خــود پــادشـــهـــش جـان به شـکـرانـه کـنـم صــرف گـر آن دانـه ی در صــدف ســیــنـــه ی حــافــظ شــود آرام گــهــش |+|نویسنده ترانه در شنبه یکم مهر 1385 و ساعت 15:35 برای کسانی که عشق را تجربه کردند میخواهند عشق بورزند دلـم رمـیـده ی لولی وشیست شور انـگیـز |+|نویسنده ترانه در چهارشنبه بیست و هشتم تیر 1385 و ساعت 16:14 |
|