|
یک شعر فی البداهه
چند وقت پیش بود اگه درست یادم باشه مرداد ماه پارسال که توی چت روم از سر بی حوصلگی با بچه ها یه بازی راه انداختیم شبیه عمو زنجیر باف فقط قرار بود آخرش که گفتیم با صدای چی و اسم رو گفتن با اسم اون حیوون یه شعر بداهه بگیم وقطی نوبت بازی به من افتاد گفتن با صدای سوسک یه شعر بداهه ی جالب گفتم که هنوز یادمه:
سوسک سیاه نازنین بیا بریم به زیر زمین با مورچه ها بازی کنیم با هم بریم به مدرسه درس بخو نیم شعر بخونیم بزرگ بشیم چت بکنیم با کارتای اینتر نتی بابامونو بد بخت بکنیم من ام بدم تو ام بدی |+|نویسنده امین در چهارشنبه بیست و یکم تیر 1385 و ساعت 14:33 عطر گل سرخ
۰۰۰ چند سال پیش (هدود ۲۰۰ تا ۲۰۰۰۰۰ سال گزشته) به علت عدم اصتفاده ی ناسحیح از مسرف برق و آب معدنی، بیماری بسیار محلک و خترناکی این بیماری از جمله ی صرتان های بد خیم ویروسی است که به علت زکام شدن سلول های عاطفی انسان پدید می آید. |+|نویسنده اهمد در دوشنبه نوزدهم تیر 1385 و ساعت 17:19 یک ناهید رویا
باز هم درسينه ام گل كرده آهي رهگذر زير مشت سرخ پاييزان منم آوار زرد شب، شب بوران و كوتاه است ديوار اميد يك نفس با من بمان و يك هزاره غم بخوان در دو سمت فاصله با طنز تلخي بين ما با دل غمديده ي من فال حافظ مي زند « راست مي گويي كه اين شب حسرتي بي روزن است» كوله بارت را ببر اين دردها، اين اشكها خلیل شفیعی |+|نویسنده ترانه در شنبه هفدهم تیر 1385 و ساعت 12:13 |
|
